روز 17 اسفند 91
ديشب تولد ماماني بود و چون كيك و شيريني خريديم و به خونه مامان جون رفته بوديم . شب دير به منزل برگشتيم . اين هم عكس كيك تولد مامان ليلا صبح وقتي از خواب بيدار شدم ،ديدم برف همه جا رو سپيد پوش كرده ، تصميم گرفتم وقتي از اداره برگشتم ايليا رو براي برف بازي ببرم بيرون . چون امسال زمستون پربرفي نداشتيم يا درست تر بگم اصلا برف نديديم . چون 5 شنبه بود ساعت 12 از اداره برگشتم . هوا كمي بهتر شده بود برفها هم زود آب شدند ولي باز گفتم همين يه ذره برف هم غنيمته . ايليارو حاضر كردم و به پاركي كه نزديك منزلمون بود رفتيم . ...
نویسنده :
ليلا مامانيه ايليا
15:16







